روابط عمومي تشريفاتي - نویسنده : رضا روئيگري زواره، غلامرضا قرباني، ابوالفضل بنار
يكي از نكات كليدي فقر فرهنگي در جوامع سوم به ويژه ايران نگاه از بالا به پايين در سطح جامعه است كه به دنبال آن ارتباطات انساني به صورت عمودي و يك سويه برقرار ميشود. مديران و كارشناسان روابط عمومي كه عضوي از اين جامعه هستند نيز از اين قاعده مستثني نميشوند. همين نگاه يك سويه و يك طرفه باعث شده اكثر مديران روابط عموميها از جايگاه مشاوره مديرعامل در سازمانها نزول كرده و اين امر مهم به غير واگذار ميشود.
نگاه از بالا به پايين با توجه به شرايط حاكم بر محيط شكل ميگيرد كه به مرور زمان قابل تغيير است و ميتوان آن را به سمت ارتباط افقي و دوسويه سوق داد كه البته رسانهها در تحقق اين امر نقش بهسزايي را ايفا ميكنند.
يكي از مسايل بسيار عمده كه باعث عدم توسعه و پيشرفت واحد روابط عمومي ميشود، عدم برخورداري از نيروي متخصص و كارآمد است كه اين نقطه ضعف در شهرستانها و مناطق بومي به شدت به چشم ميخورد. اكثر مديران روابط عمومي داراي مدرك ديپلم و يا كارشناس ساير رشتهها هستند (88 درصد از مديران داراي تحصيلات غيرمرتبط هستند) و واحدهاي روابط عمومي بسيار محدود و كوچك است و گاهي اوقات يك پرسنل، هم به عنوان كارمند و هم به عنوان مدير ايفاي نقش ميكند.
ابزار كار و امكانات گسترده باعث ميشود روابط عموميها قويتر جلوه كنند كه متاسفانه در ساير استانهاي ايران روابط عموميها داراي يك اتاق بسيار كوچك هستند و تعداد زيادي از آنها حتي يك راديو و يا يك خط تلفن نيز ندارند.
به طور مشخص اگر بتوانيم در سازمان خود تمامي مناسبات ارتباطي را با محيط پيراموني اعم از مشتريان، رسانهها، پرسنل و نظاير آن كه قرار است بين آنها رابطه داده و ستاده برقرار شود، تبديل به روندي مكانيزه كنيم، به روابط عمومي ديجيتالي و الكترونيكي دست يافتهايم. حال اين سئوال مطرح ميشود كه چند درصد از روابط عموميهاي استانها مجهز به سيستم رايانه است و چند نفر از كاركنان روابط عمومي ميتوانند به راحتي با اين ابزار ارتباطي كار كنند و چقدر بودجه جهت تهيه ابزارهاي ارتباطي در اختيار اين واحدها گذاشته ميشود؟
داشتن قدرت اجرايي، يكي از ويژگيهاي عمده روابط عموميهاست كه اين مهم در شهرستانها كمتر به چشم ميخورد و مديران ارشد سازمانها سازمان خود را سليقهاي و فاميلي، اداره ميكنند در چنين زماني روابط عمومي از وظايف اصلي خويش باز ميماند و مجبور به پوشش نقاط ضعف مديريت يا سازمان ميشود.
بيتوجهي به جايگاه روابط عمومي در سازمان باعث شده ساير واحدها نيز نقش آن را ناديده بگيرند. متاسفانه در بيشتر روابط عموميهاي استانها مديران روابط عمومي به طور مستقيم زير نظر مدير عالي سازمان فعاليت نميكنند و از تصميمات مديران ارشد بيخبرند و ساير واحدها، اين اطلاعات را به آنها ديكته ميكنند كه اين امر موجب ضعيفتر جلوه كردن روابط عموميها ميشود.
مشكل ديگر در خصوص آزادي بيان در واحدهاي روابط عموميهاست. كارشناسان روابط عمومي، براي اينكه با ارايه نظر خود موجب رنجش و آزار مديران نشوند، سعي ميكنند كمتر صحبت كنند و عقايد خود را هر چند درست باشد، مطرح نكنند. همچنين اكثر كاركنان روابط عمومي از موقعيت مالي مناسبي برخوردار نيستند. بنابراين اكثر آنها در كنار اين كار دو يا سه شغل ديگر دارند كه همين قضيه باعث ميشود فعاليتهاي آنها ضعيفتر جلوه كند و گاهي ديده شده متاسفانه پرسنل روابط عمومي در حضور جمع و ساير كاركنان سازمان مورد انتقاد قرار ميگيرند و بيجهت بازخواست ميشوند كه شايد اصلا منصفانه نباشد.
هر فردي پس از مدتي حتي اگر در بهترين دانشگاههاي دنيا نيز تحصيل كرده باشد، اطلاعاتش قديمي ميشود. بنابراين بايد همواره سعي كند خود را با توجه به نياز جامعه و مشتريان به آموزشهاي جديد تجهيز كند كه البته خيلي از مديران سازمانها فكر ميكنند اگر مدير روابط عمومي و يا كارشناسان آن واحد آموزش ببينند، جايگاه مديران ارشد كمرنگتر شده در نتيجه سعي ميكنند تا جايي كه ممكن است، با آموزش پرسنل و هزينه كردن در اين خصوص فعاليت كنند. همان طور كه ميدانيم استخدام اولين مرحله در خصوص انتخاب نيروي انساني است كه مسايل ديگر از جمله آموزش، بهسازي و نگهداري بايد بلافاصله بعد از استخدام يك كارمند مدنظر مديران قرار گيرد.
از طرفي هنوز مديراني هستند كه به روابط عمومي توجه كافي نداشته و آن را به عنوان يك واحد لوكس در نظر ميگيرند تا يك واحد ضروري كه توسعه سازمان متبوع آنهاست. اينگونه مديران اغلب از موارد غيركيفي و بيانگيزه براي مشاغل روابط عمومي استفاده ميكنند و غافل هستند كه يك مسئول قوي و توانمند روابط عمومي نشانه مديريت كارآمد و پرقدرت آن سازمان است و عدول از دستورات توسط مديران روابط عمومي امنيت شغلي آنها را به خطر مياندازد. روابط عمومي جدا از مديريت نيست و نبايد در حاشيه عمل كند و هر مديري سزاوار روابط عمومي است كه دارد. هر قدر به اين واحد بها بدهد، نتيجهاش را هم ميبيند و هر قدر منزلت آن را پايين فرض كند باز اولين ضربه بازگشتي به خود سازمان ميرسد.
در پايان بايد اشاره كرد در كشور ما روابط عمومي هنوز به عنوان يك واحد لوكس و تزييني عمل ميكند و مديران ارشد نيز به امكاناتي كه اين واحد ميتواند در اختيار آنها قرار دهد، آگاهي ندارند شايد كمكاري و ناآگاهي پرسنل و مديران روابط عمومي از حقوق خود نيز يكي از آسيبهاي روابط عمومي بومي منطقهاي است. موارد زير جهت توسعه سازماني روابط عمومي پيشنهاد ميشود.
پيشنهادات
_ ايجاد وفاق عمومي تمامي كاركنان روابط عموميها در شهرستانها.
_ تلاش در جهت ارتقاي رضامندي پرسنل روابط عمومي از اين شغل.
_ توجه به ارتقاي توان تخصصي و مهارتي پرسنل.
_ ايجاد ارتباط با انجمنهاي روابط عمومي در داخل و خارج از مرزها.
_ دادن بورسيه تحصيلي به كاركنان روابط عمومي جهت آموزش در ساير كشورها.
_ انتخاب بهترين كارشناسان روابط عمومي در استانها.
_ تجهيز روابط عمومي به كتابخانه تخصصي روابط عمومي.
_ اطلاعرساني تازههاي روابط عمومي در استانها از طريق انتشار نشريه تخصصي و علمي.
_ ارايه دادن بودجه مناسب در اختيار روابط عمومي.
_ برنامهريزي مناسب در چارچوب اهداف ؟.
_ افزايش قدرت تصميمگيري توسط مديران روابط عمومي.
_ مكانيزه كردن روابط عموميهاي سنتي و سليقهاي.
_ همكاران سازمانهاي رسانهاي به كاركنان واحدهاي روابط عمومي جهت اخذ حقوق خود از جامعه.