خيال بافي
جلـــــوه هاي خيال بافي
خيال بافي در کودکان جلوه هائي دارد که جنبه هاي مشهود آن به قرار زير است:
ــ پرحرفند و پرسخن و دائما" در حال قصه سازي و شرح آن هستند. براي هر مسئله اي که بشنوند شروع به خيالبافي کرده و سعي دارند آن را با شرح و بسط عرضه بدارند.
ــ تحريک پذيرند به گونه اي که هر پديده موجود در دور و بر مي تواند آنها را به راه اندازد و خيالبافي شان را تقويت کند. بر اساس آن سعي دارند مسئله اي را در ذهن پرورده و با الفاظ و در قالب هاي خاص آن را بيان دارند و نمونه اين تحريک روحي در ديوانگان مشاهده مي شود و حاصل آن بي اختياري در سخن است.
ــ کوششي در آنها ملاحضه مي شود که گفته هاي خود را منطقي نشان مي دهند و اين در جدي نشان دادن داستان کوئي هاي او کاملا" به چشم مي خورد.
ــ اگر صحنه اي را ببينند براي آن شاخ و بالي درست کرده و بزرگش مي سازند و شروع به بافتن کرده و مي کوشند آن را به گونه اي که فرد در ماهيت صدقش ترديدي روا ندارد عرضه دارند و در اين کار برخي از کودکان ماهرند.
ــ در عالم خيال مي سازند، ويران مي کنند، انرژي مصرف مي کنند و همين امر و حالت را با لذت عرضه دارند و به آن دلخوش مي شوند.
ــ تفسيرهايشان به زندگي و مباحث آن فانتزي است، اسنادي را که او عرضه مي دارد مخدوش است ولي افراد ظاهربين و ساده انديش کمتر از آن سر در مي آورند.
کودکان از سنين چهار سالگي تدريجا" اين توان را مي يابند که در ذهن خود چيزهاي خارق العاده اي بسازند. شروع به قصه سازي و پرداختن داستانهاي ساختگي مي پردازند و البته آنچه را که مي گويند حقيقت پنداشته و جدا" از آن دفاع مي کنند و اين امري عادي و طبيعي در آنهاست. در سنين 6 کودکان به شنيدن افسانه ها بيشتر رغبت نشان مي دهند تا گفتن آن ولي باز هم در سر همان حال و هوا را دارند. ولي معمولا" داستانهائي را مي پذيرند که با محتوايش با شرايط او و با اوضاع شخصي او قابل مقايسه و تطبيق باشد
ريشـــــه ها و منشأ خيال بافي
ــ عده اي از روانشناسان بخش مهمي از علل افسانه بافي را به عواطف و خواسته ها و آرزوهاي کودکان مي دانند که ناشي از عدم توجه والدين به آن امر بوده و زندگي او را نابسامان کرده است.
ــ وضع پريشان و نابسامان خانواده ها تا حدودي در اين امر مؤثرند و نيز گرايش به عدم تشخيص نتايج تخيل اختراعي از تخيل حضوري در اين رابطه مؤثر است. کودکاني که احساس وابستگي شان به خانه بسيار است در اثر ديدن کمترين دگرگوني و درهمي در محيط خانواده خود را در معرض خطر ديده و بي پناه احساس مي کنند. چنين احساسي است که او را به خيالبافي و هذيان و جلوه اي از آن که افسانه بافي است مي کشاند.
شيـــــوه هاي درمــــــــان
1- واداشتن به تفريح و گردش و بازي دست جمعي، اصولا" فعاليتهاي گروهي، سرگرم کردن به بازيهاي پرشور و نشاط، مخصوصا" بازيهائي که در آن رعايت نظم و تربيت و مقررات مطرح است در اين رابطه مي تواند بسيار مفيد و مؤثر باشد.
2- سرگرم داشتن به کارهاي هنري و فعاليت هائي که در آن توجه به ريزه کاري و ظرافت مطرح است بسيار مؤثر است و در اين رابطه اوقات فراغت او را پر کرد، البته با تلاش و فعاليتي سازنده.
3- سرچشمه احساس حقارت ها، ضعف ها و زبوني ها، بي اعتمادي هاي او را بخشکانيد و نيازهاي او را تا حدود امکان برآورده سازيد.
4- اختلافات خانوادگي و نابساماني هاي مربوط به آن را رفع کرده و براي کودک محيط امن و اعتماد پديد آوريد در کل شرايط زندگي براي او عادي باشد.
5- او را واداريد آنچه را که خيال مي کند و براي آن افسانه مي بافد به صحنه عمل درآورده و يا نشان دهد و از اين طريق او را به تطابق با واقعيت بکشانيد.
6- در مواردي اگر سخن او را دروغ و ناروا يافتيد به او تفهيم کنيد که از مرز واقع خارج شده ولي او را مورد تمسخر و سرزنش و اتهام قرار ندهيد.
پيشگيــــــــــــري
علتها براي بروز چنين حالاتي روشن اند به ناچار بايد به دنبال ايجاد شرايطي در پيشگيري رفت که باعث بروز چنان واقعه اي نگردد. طبيعي است که براي رسيدن به چنان مقصدي بايد: در سلامت جسم و روان کودک بکوشيم، او را از عوارض ترس و اضطراب و احساس ناامني دور داريم، محيط زندگي او را شادابي متعادل بخشيم، نيازهاي مختلف او را به صورتي عادي و متعارف برآوريم، در تقويت فکر و اراده و اعتماد به نفس او بکوشيم، حقوق کودک را مورد تعدي و دستبرد قرار ندهيم، از حساسيتها پريشانحاليها، رياکاري و دلقکي او را بي نياز سازيم، محبت و پذيرش او را به گونه اي متعادل ساخته و احساس کمبود را در او بزدائيم و ....