توانایی توضیح درس
ارائه فرصت برای مشارکت دادن فراگیران
معلمان نباید تدریس خود را مبتنی بر ارائه یک سری معلومات و مهارت ها قرار دهند، بلکه باید فرصت ارائه نظر و مشارکت را به فراگیران بدهند تا از این طریق ذهن آنها را بارور و زمینه فعالیت آنها را فراهم سازند. در واقع به جای حل مساله باید روش ها و قواعد لازم برای حل مسایل را به فراگیران بیاموزیم و به او فرصت دهیم خود به حل مشکلات خویش بپردازد.
پياژه می گوید: «اگر دانش آموزی برای رسیدن به حقیقتی سه روز وقت صرف کند تا آن را شخصاً کشف کند، به صرفه تر از آن است که همان حقیقت را در یک ربع ساعت برایش توضیح دهیم. این روش خود به خود پیشرفت سریع کودک را در مراحل بعدی رشد تضمین می کند» (کریمی، 1373، ص12)
اگر معلم و شاگردان نسبت به چگونگی ساختار مشارکت در کلاس آشنایی کافی نداشته باشند، محیط یادگیری مطلوب حاصل نخواهد شد. شاگردان باید یاد بگیرند که نوعی مشاركت آنها در کلاس متفاوت از عاداتی است که در خانه یا در دیگر محیط های اجتماعی به آن خو گرفته اند، آگاهی شاگردان و عادت کردن آنها به رعایت قواعد مشارکت در کلاس، کلید حل این مساله است (لطف آبادی، 1384، ص279)، در جایی دیگر آمده است: به شاگردان خود جرات اظهار نظر را بیاموزید، حتی اگر به مخالفت با نظر شما برانگیخته شوند (کریمی، 1373، ص34).
تشویق و تنبیه
تشویق وتنبیه هر دو ابزاری مناسب در دست مدرس است. تشویق یا تقویت مثبت در حقیقت موثرترین ابزار است. وقتی یادگیرندگان برای انجام کار صحیحی تشویق می شوند، در حقیقت تقویت مثبت دریافت کرده اند. تقویت منفی سبب می شود که یادگیرنده بیشتر به اشتباهات فکر کند و نتواند در مورد روش های صحیح تفکر نماید. مسلم است که اشتباهات باید تصحیح شوند ولی این کار باید به نحوی انجام شود که کمک کننده و مثبت بوده، سبب تشخیص عملکرد مناسب شود. اگر دانشجو به خاطر یک رفتار مثبت تشویق شود و این تشویق از طرف کسی باشد که مورد احترام دانشجو است، سبب می گردد دانشجویان دیگر نیز به طور غیر مستقیم به انجام آن رفتار تشویق گردند.
نتبیه از ریشه نبه به معنای بیدار شدن از خواب، گرفته شده است و در لغت به معنی بیدار کردن، واقف گردانیدن بر چیزی و آگاه کردن آمده است (لغت نامه دهخدا). تنبیه در معنای اصطلاح این گونه تعریف شده است:
«مواجه ساختن متر بی خطا کار با یک تجربه ناخوشایند، به منظور آگاه ساختن وی از پیامد رفتار نامطلوب خودا و جلوگیری از تکرار آن» (قائمی مقدم، 1382، ص137). تجربه ناخوشایند که در تعریف فوق ارائه گردیده است شامل هر نوع محرومیت عاطفی و اجتماعی، محرومیت شخصی، مهجوریت، و محکومیت فردی و در نهایت تنبيه بدنی می باشد. تنبیه در این معنا، همان تنبیه بدنی است که به صورت اذیت و آزار جسمانی انجام می شود. کمیت و کیفیت تنبیه، بسته به سن و موقعیت مربی، و نیز شدت و ضعف و نوع خطا متفاوت است. باید خاطر نشان ساخت که تنبه بر اساس نوع تاثیر آن در متربی دو گونه است: (همان، ص140)
الف- عاطفی و روانی: به تنبيهی گفته می شود که موجب ناراحتی فرد می گردد و به اقتضای شدت و ضعف خود، فشار روانی خاصی را بر او وارد می سازد و در عین حال اثر مستقیمی روی بدن ندارد، مانند سرزنش و توبیخ، قهر کردن، محروم سازی از اشیا مورد علاقه.
ب- بدنی و جسمانی: به افعالی اطلاق می شود که به طور مستقیم بر بدن متربی تاثیر می گذارد و موجب درد و آزار جسمانی و در نتیجه عذاب روحی می گردد. مانند کتک زدن.
مدرس باید شاگردان را تشویق کند تا توان قضاوت پیدا نمایند و از کار درستی که انجام می دهند احساس غرور نمایند. بدین ترتیب مهارت بهتر یا موفقیت در کار، خود بهترین پاداش محسوب می گردد. البته باید تشویق نیز یکسان نبوده و با فواصل زمانی نامشخص صورت گیرد، زیرا اگر فراگیر دائماً و به صورت یکسان و در فواصل زمانی مشخص تقويت گردد، از ارزش آن کاسته شده و تاثیر آن کم می گردد. از جهت دیگر نیز نباید صرفاً از نمره به عنوان یک اهرم تشویقی استفاده نمود، زیرا نمره فقط بیانگر بخشی از مهارت می باشد.
میلر[1]و میلر معتقدند که در صورت امکان، توبیخ باید به طریقی انجام گیرد که احساس احترام به معلم را در دانشجو برانگیزد و یادگیرنده را تشویق به شرکت در فرایند یادگیری کند. تقریباً همیشه توبیخ باید امری خصوصی بین مدرس و دانشجو باشد. کمتر ممکن است که یک توبیخ در حضور دیگران نتیجه ای مثبت داشته باشد. این گفته که در" ملا عام تشویق کن و در خفا تنبیه" نصیحت خوبی است. (امیری، 1383، ص140).
تجربه نشان می دهد که فرا گرفتن امور همیشه با پاداش و تشویق همراه نیست، بسیاری از چیزها را افراد بدون تشویق یاد می گیرند، در برخی مواقع تشویق می تواند جریان یادگیری را تسهیل نماید.
شریعتمداری (1381، ص325) معتقد است که تشویق و تنبیه امری نسبی است و از این لحاظ نمی توان آن را به عنوان یکی از عوامل اساسی در یادگیری قلمداد نمود.
بروفی (1981) معتقد است اغلب معلمین از جایزه دادن به دانش آموزان خود لذت می برند و کسی که در کلاس از پاداش بیشترین تاثیر را می پذیرد، خود معلم است (هاشمیان نژاد، 1380، ص201)
یک استاد خوب و موفق کسی است که از دو اهرم تشویق و تنبیه به جا و به موقع بهره گیرد و هنگام به کارگیری هر یک از آنها کاملاً متوجه آثار و عواقب مثبت یا منفی آن بر مخاطبان باشد. البته نباید با تشویق و تنبیه زیاد باعث از بین رفتن تاثیر آن گردید. در خصوص زمان و اندازه تشویق نیز باید مواظبت خاص داشت.
از مصداق های تشویق می توان به گفتن کلماتی مانند" بسیار مناسب و به جا فرمودید، «آفرین به دقت شما»، سوال درستی طرح نمودید" یا تایید از طریق حرکات صورت مانند لبخند زدن، با سر تایید کردن، یا دادن نمره ای مشخص و... اشاره نمود. از مصداق های تنبیه می توان به نگاه عتاب آمیز، تذکر زبانی، کم کردن نمره و... اشاره نمود. توبیخ کلامی نباید با قیل و قال و بلند کردن صدا همراه باشد، در توبیخ غیر کلامی معلم به دانش آموزی که عامل بی نظمی بوده، زل زده و به او خیره می شود یا به او اخم می نماید. البته این نوع حالات در صورتی موثر است که بلافاصله پس از رفتار نادرست فراگیر رخ دهد و در عین حال اثر بخشی آن، زمانی بیشتر خواهد بود که فراگیر را به کناری کشیده و به صورت خصوصی او را توبیخ نماید.